رنگین کمان خانواده

میز هشت نفره؟ شش نفره؟ چهار نفره یا دونفره؟ نه یک میز یک نفره کافیست.

میز یک نفره انگار بدون لنگر است، تعادل ندارد، یک‌جورهایی دل آدم می‌گیرد. اما من بیشتر وقت‌ها از سه میز خانه (شش، چهار و یک نفره) پشت همین میز کوچک تک‌نفره غذایم را می‌خورم.

فکر می‌کنم خیلی کارها را می‌توان تنهایی انجام داد و لذت برد، ولی غذا خوردن تنهایی هیچ لطفی ندارد.

وقتی دانشجو بودم، خیلی روزها مهمان خانواده‌ای بودم که والدین دبیر بودند و هرسه فرزند دکتر.

کوچکترین فرزند خانواده دختر بود و همکلاسی من.

برای اولین بار در آن خانواده عادتی را دیدم که خدا را شکر هرگز تجربه نکرده بودم” تنها غذا خوردن.”

نمی‌دانم اثر آن خانواده‌ی سرد بود یا علت دیگری داشت که از تنهایی، خصوصا تنهایی غذا خوردن اینقدر بیزار بودم. ولی تنهایی عاشق من است و دست از سرم برنمی‌دارد.

بازهم تنهایی دارم صبحانه می‌خورم. باران قهر کرده، قهرش عجیب نیست. سر تمام وعده‌های غذایی قهر می‌کند و آخر سر بعد از همه، تنهایی غذا می‌خورد. بهانه‌ها زیادند از غذایی که دوست ندارد تا مرتب کردن اتاق، دیدن تلویزیون و امروز هم بهانه کادوی تولدش که ده روز دیگر است.

غذا را که می‌کشم باید چندبار همه را صدا بزنم تا دل از گوشی و تلویزیون بکنند و بیایند سرمیز. از خودم می‌پرسم چرا خانواده خودم همانطور شد که دوست نداشتم؟ ولی گویا این مشکل در اکثر خانه‌ها فراگیر است و البته گاهی مادر خانواده خودش هم جز همین گروه ترک کننده میز است و معترض و ناراضی نیست.

مادربزرگم همیشه برای توصیف کسی که آداب می‌داند و کاملا پسندیده است یک جمله می‌گفت:”سر سفره مادر و پدر بزرگ شده است.”

من هم معتقدم سفره یا همان میز امروزی و دورهمی که به بهانه غذا‌خوردن شکل می‌گیرد، نقش مهمی در رفتار و آداب اجتماعی دارد.

کتاب “میز خانه ما” درباره همین دورهم غذا خوردن است. شاید اسمش دورهم غذا خوردن باشد ولی وقت دورهمی، باهم حرف می‌زنیم، می‌خندیم، غر می‌زنیم، برنامه ریزی می‌کنیم و گاهی رویا می‌بافیم.

این روزها زیاد می‌شنویم سفره مردم کوچکتر شده است، و اشاره به گرانی دارد. جالبه که توی کتاب میز خانواده بعد از دور شدن اعضای خانه واقعا کوچک می‌شود و در نهایت ناپدید می‌شود. سفره‌ها و میزها هم از نظر کیفیت و کمیت مواد غذایی و هم کیفیت و کمیت اعضای خانواده کوچک شده‌ است.

تصاویر کتاب کاملا این وضعیت تنهایی را توصیف می‌کند. وقتی دخترک تنهاست و تک‌تک اعضا خانه هرکدام گوشه‌ای سرگرم تلویزیون و گوشی و کامپیوتر هستند، صفحات به رنگ بنفش تیره هستند. و تنها زمانیکه همه اعضای خانواده دورهم جمع می‌شوند و کاری انجام می‌دهند تصویرها رنگین‌کمانی از رنگ می‌شوند.

وقت صبحانه کتاب صوتی را از طاقچه بینهایت می‌گیرم. راوی اسم کتاب را که می‌گوید، باران قهرش را فراموش می‌کند و می‌گوید من این کتاب را توی کتابخانه‌ام دارم و می‌رود از اتاقش کتاب را می‌آورد. بعد هم می‌نشیند کنارم و کل ظرف سوسیس تخم‌مرغ را با شنیدن کتاب صوتی می‌خورد.

امروز میز خانه ما رنگی شده بود.

میز خانه شما هم رنگارنگ است؟

بنفشه‌حکیمی

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *