زرافه از گردنش راضی نیست. اما فکر میکنم شاید مشکل من از زرافه بدتر باشد.
زرافه حسرت گردن بقیه شیر، گورخر و … را میخورد. البته زرافه شانس داشته که مادرش قربان صدقه گردنش میرود.
لاکپشت هم از گردن کوتاهش راضی نیست.
من هم از موهایم راضی نیستم، موهای فر همیشه دردسر دارد، حمام رفتن، خشک کردن، شانه زدن، مرتب کردن و آراسته نگه داشتنش مکافات است. شاید یک روزهایی فکر میکردم کراتین کردن و لخت کردنش چاره کار است. اصلا بجز فر بودن، موهایم خیلی میریزد. موهایم خیلی هم مشکی است و رنگ کردنش مکافات است. یکی دوسال اخیر مشکل دیگری هم پیدا کرده است، سفید شدن موهای جلو سرم.
خوب من هزار راه امتحان کردهام مثل زرافه گاهی با پوشاندنش مشکل را حل میکردم، روسری واقعا نعمتی بود. حالا روسری نمیگذارم، کلاه را هم امتحان کردم. انواع ژل و تافت و موس و ابزار مثل اتوی مو، ویو و کرلی و بیگودی هم دارم. ولی اغلب موهایم آنطور که باید نیست.
حالا به جز نارضایتی خودم ، گیر دادن بقیه به مدل موها کلافهام کرده است.
توی داستان مشکل زرافهای لاک پشت مشکل زرافه را با تعریف از گردن بلندش و مزایای آن حل میکند. نه گردن زرافه کوتاهتر میشود نه گردن لاکپشت بلندتر. ولی همین توجه مثبت حال زرافه را خوب میکند.
به موهام و فرم گیر ندهید، اگر نمیتوانید ازش تعریف کنید حداقل از مدل موهایم ایراد نگیرید. شاید مشکل موهای من هم حل شد.😊
بنفشه حکیمی
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
آخرین دیدگاهها