جاییکه آب باشد

دوستم تماس گرفته که آخر هفته چندساعت بچه‌ها را ببریم توی طبیعت.

می‌پرسم:”پیشنهادت کجاست؟”

می‌گوید بریم یکجا که آب باشد. بچه‌ها آب ببینند، پاشون را توی آب کنند.

می‌گویم فکر کنم نزدیکترین طبیعت با رودخانه دهکده تفریحی باغستان است. رود کم عمقی دارد. درخت و صخره و گل‌های خودرو هم هست. دوسه باری بعد از عید با گروه کتابخوانی رفتم.

کتاب رودخانه را تازه مطالعه کرده‌ام. متن کوتاه و پرمفهومش با تصاویر جذاب برای خواندن کنار رودخانه عالیست.

کتاب با علاقه رونی کوچولو به رودخانه آغاز می‌شود و بعد درباره شباهت زندگی و انسان به رودخانه گفته است. اینکه، ما هم مثل رودخانه می‌توانیم تغییر کنیم، آرام، پرخروش و گاهی یخ‌زده. زندگی مجموعه همه اینهاست ولی مهم این است که در هرحال جاری بودن، ادامه دادن و زندگی را فراموش نکنیم.

فکر کردم همه ما به رودخانه علاقه داریم، انسانهای اولیه کنار رودها اولین تجمعات را برپا می‌کردند و خانه می‌ساختند، و ما هنوز هم اگرچه کنار رودخانه نمی‌توانیم زندگی کنیم، روزهایی به یاد اجدادمان کنار رودخانه بساط پیک‌نیک به‌پا می‌کنیم.

اصلا جالبی اسم رودخانه داشتن کلمه خانه درون خود نامش است. و همین خانه آرامشی به نامش می‌دهد. مثل اینکه به کوه بگوییم سنگ‌خانه، به باغ گل بگوییم گل‌خانه و جنگل بشود درخت خانه.

بنفشه حکیمی

۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *