عشق کتاب کودک

عشق کتاب کودک کار دستم داد.

تولستوی و مبل بنفش هر روز یک کتاب…

چطور من می‌توانم مثل نینا این کار را انجام بدهم؟

با کتاب کودک شروع کن همیشه راهی هست.

دانلود کتابهای کودک را شروع کردم از رایگان‌ها آغاز کردم. کتابهای کانون را هم باید اضافه کنم. پرفروش‌ترین کتاب‌ها هم. و البته رفتن به کتابخانه کانون… امانت کتاب…

سال ۱۴۰۵ من با یک ماه تاخیر با هر روز یک کتاب آغاز می‌شود.

با کتاب خرسی برگرد به خانه شروع کردم. تصاویر کتاب بیش از متن جذابش جلبم کرد.

باید با همکاری بخوان با ما کتابهای خوب را آغاز کنیم. برم شورای کتاب کودک هم ثبت نام کنم. نیاز به مدرک و نام دارم. بالاخره عشق کتاب کودک برنده شد. حالا تمام عمر وقت دارم کودکی کنم.

توی این کتاب هم به تنهایی خودخواسته که با مطالعه کتاب پرش کردیم اشاره شده ولی در آخر می‌فهمیم که در کنار همدیگر بودن و همصحبتی مهمتر از کتاب خواندن است. توی این کتاب تمام راه‌ها به کتاب ختم می‌شود. ولی در نهایت دوستی مهمتر از کتاب است.

پسرک بالاخره برخلاف اصرار خرس کنج تنهایی‌اش را بدست آورد، با خوشحالی مشغول نقاشی و سرگرمی‌های همیشگی‌اش شد. اما خرس در ذهن و قلب پسرک حاضر بود، جای خالی‌اش در حمام، اتاق، توی ابرها به صورت تصویری خیالی از خرس دیده می‌شد. پسرک شروع کرد به دنبال خرس گشتن و اعلامیه همه‌جا چسباند. حتی برای خرس پیام خوش‌آمد و کاسه تمشک گذاشت پشت در ولی ناامید شد. خرسی بالاخره برگشت.

 

بعداز ظهر کتابی درباره مرگ سقراط خواندم و نوشیدن جام شوکران. حقیقت، درستی، دانایی و خرد

و شعری زیبا که سقراط درباره رنج و خوشی پیش از مرگ سرود. دلایل جذابش از اینکه چرا مرگ برایش ترسناک و ناخوشایند نیست. و اینکه حقیقت همیشه برای سیاستمداران تهدید است و آن را می‌کشند.

توی صفحه طاقچه نظر گذاشتم باید برای مرگ سقراط هم نظر بنویسم.

بنفشه حکیمی

هشتم اردیبهشت ۱۴۰۵

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *