تربیت یک کرم کتاب اصیل

از وقتی که از یک خانم دکتر به مادر و بعد به یک کرم کتاب تغییر شخصیت داده ام, تقریبا هر چیز دیگری مربوط به شغلم, زن و زنانگی بوده است را کنار گذاشته ام . تنها وجه باقیمانده من، در کنار کرم کتاب بودن , مادری کردن است که تصمیم دارم از دخترم یک کرم کتاب واقعی بسازم. البته این تلاشم برای کمک جهت ماندگار شدن نسل کرم کتابهاست. با این سرعتی که گوشی ها و بازیهای کامپیوتری و… دنیای ما را احاطه کرده است, خطر انقراض کتابها و کرم کتابها یک خطر جدی است. من پولی را که زنان دیگر برای خرید لباس و زیور الات و لوازم آرایش خرج می کنند, کتاب می خرم. زمانی را که بقیه

 

صرف رسیدگی به مو و ابرو و تیپشان می کنند هم صرف خواندن کتاب می شود . انرژی که در جهت تقویت بعد زنانه و دلربایی مصرف می شود را برای تنهایی و گوشه نشینی و محو شدن در شخصیت های کتاب ها هزینه می کنم.

شباهت های ساختاری کتابخوانها و کرم ها نشان می دهد نسبت دادن لقب کرم کتاب به کتابخوان ها چندان بی دلیل نیست. اول اینکه کرم ها برگ می خورند برگ توت و کتابخوانها برگ کتاب. دوم اینکه کرم کتابها تنهایی را دوست دارند و خودشان را پشت برگها مخفی می کنند همانطور که ما خودمان را در صفحات کتاب پنهان می کنیم.سوم اینکه فقط در جستجوی فرصتی برای خواندن هستم, همانطور که

 

کرم ها تا نهایت آنچه می توانند, می خورند. خواندن چنان لذتی به من می دهد که دیگر فرصتی برای خوردن ندارم و اگر کتابهای صوتی و پادکست نبود که حین گوش کردن به خوردن بپردازم نمی دانم تا چند روز دوام می آوردم. اصلا اگر وقتی برای خوردن هم باشد چیزی برای خوردن نیست. از نظر من زمانی که صرف آشپزی کردن می شود, می توان باز هم کتاب خواند. پس خوردنی ها هم به میوه و شیر و هر آنچه نیازی به پختن ندارد تغییر کرده است. به قولی خام گیاهخوار شده ام که برای یک کرم چیز عجیبی نیست.

شاید عبارت معتاد به کتاب یا خوره کتاب مناسبتر باشد: کسی که به تنها چیزی که اهمیت می دهد کتاب است و حتی جسم و

 

سلامتی اش را هم به پای آن فدا می کند. روابطم بسیار کم شده است البته در مراحل قبلی که هنوز به این حد به کرم کتاب تبدیل نشده بودم, کتاب فقط برای وقتهایی بود که کسی نبود.  الان کتاب همیشه هست مگر زمانهایی که اجباری برای وقت گذراندن حضوری یا تلفنی با کسی دارم .

شاید این تنهایی لذتبخش یعنی من کِرمی در مرحله پیله کردن هستم. کرمی که بعداز گذراندن دوره پیلگی تبدیل به پروانه می شود. در این مرحله کرمها ابریشم می سازند, و کرم کتابها نوشته ها و اندیشه هایی که مثل ابریشم گرانبها هستند. آنچه می دانم چه وقتی کرم هستم, چه در پیله و چه وقتی پروانه شوم با خواندن کتابها

 

پرواز می کنم و این لذت پرواز است که تمام لذتهای دیگر در برابرش رنگ باخته اند. من منتظر پروانه شدن نیستم بالهایم جلد کتاب است که روحم را به پرواز در می آورد.

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *