کتاب “یک جای دیگر” را صوتی شنیدم.
عجب اشتباهی. مگر کتاب صوتی کودک لطفی دارد؟ کتاب کودک تصویری است و باید دید نه شنید.
اصلا دیدن همیشه با شنیدن فرق دارد، چه کتاب کودک، چه کتاب بزرگسال، چه اینجا چه یک جای دیگر. از قدیم هم گفتهاند:” شنیدن کی بود مانند دیدن.”
بعد از شنیدن کتاب، فکر کردم این کتاب وصف حال خیلی از دوستان من است. آنها که همیشه خانه هستند، آنها که سفر نمیروند و آنها که فقط کار میکنند، آنها که همیشه برای سفر نرفتن، برای تجربه جدید نکردن بهانه دارند.
به نظرمن باید در همه زمینههای زندگی تعادل داشت، تفریح، کار، یادگیری ،سرگرمی و استراحت هر کدام به مقداری باید در زندگی وجود داشته باشد. هر یک زیاد و کم شود زندگی سخت میشود.
کتاب “یک جای دیگر”، درباره زندگی جورج پرندهای است که برای سفر نکردن همیشه بهانه دارد، یک بهانهاش شیرینیهای خوشمزهایست که میپزد. شیرینیهایی که هر کدام طعم یک جای دیگر میدهند. بهانههای دیگری هم مثل کارهای خانه، کلاس یوگا، موسیقی و خاطرهنویسی هم دارد. به نظر شما دلیل اصلی سفر نکردن یک پرنده چیست؟
جورج با بقیه پرندهها فرق میکرد، جورج برخلاف بقیه پرندهها که جایی دیگر میروند، جایی نرفته بود. آنقدر درخانه مانده بود که پرواز هم بلد نبود.
خوب که فکر میکنم آدمها با پرندهها خیلی فرق میکنند، چون اکثر آدمهایی که دورو برم هستند جایی نمیروند و من با بقیه فرق دارم چونکه دوست دارم برم یک جای دیگر.
قبل از خرید، نمونه کتاب الکترونیک را دانلود کردم. با دیدن تصاویر جذاب پر جزئیات و رنگی صفحه اول کتاب، دلم خواست کتاب فیزیکی را بخرم، ورق بزنم و بخوانم. شاید باید چندجلد از این کتاب بخرم و به خیلیها که مثل جورج جایی نمیروند هدیه بدهم.
اگر شما هم یک جورج درون دارید، منتظر هدیه باشید.
بنفشه حکیمی
بیرون ازخانه
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
آخرین دیدگاهها