همرنگی یا رنگارنگی؟

باران می‌گوید:” مامان چرا مثل مامان بقیه مژه نمی‌گذاری، ناخن نمی‌کاری. تازه مامان رُز موهاش را قرمز کرده است، کاش تو هم موهایت را قرمز یا بنفش می‌کردی.”

من که همیشه به دلایل مختف طرفدار ظاهر آراسته ولی بی‌آرایش و بدون جراحی هستم، المر درونم فعال شد و گفتم:” مامان تو یک مامان متفاوته. هم ظاهرش هم رفتار و افکارش با بقیه فرق می‌کنه. خود تو هم یک بچه متفاوت هستی درست مثل المر. اولش شش ماهه به‌دنیا آمدی، وزنت خیلی با بچه‌های معمولی فرق می‌کرد، رفتارهایت هم متفاوت است.”

نه اهل رنگ کردن مو هستم و نه سرخاب و سفیداب من بی‌رنگی را انتخاب کردم، نه همرنگی و نه رنگارنگی.

کتاب المر را آوردم و شروع کردیم به خواندن.

باران بقدری شیفته المر شد که عروسکش را هم برایش خریدم.

فردا شنبه روز المر است. روز متفاوت بودن، روز پذیرش فردیت خود. المر فیل کوچولوی رنگارنگی است، برخلاف سایر فیل‌ها که خاکستری هستند.

المر یکی از شخصیت‌هایی است که همه بچه‌ها باید بشناسند. هر کودک یک شخصیت منحصر به فرد و متفاوت است.

فکر می‌کنم در کشور ما متفاوت بودن سخت باشد. در فرهنگ ما مَثَلی علیه فردیت وجود دارد که می‌گوید:”خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو.”

داستان المر دقیقا خلاف این مثل در باب رنگارنگ شدن و متفاوت بودن و پذیرش خود به عنوان فردی ارزشمند است.

بنفشه حکیمی

۱ خرداد ۱۴۰۵

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *