رستگاری یک دوچرخه

بورکینافاسو را فقط در خبرها شنیده‌بودم، نه می‌دانستم کجاست و نه می‌دانستم چه جور جایی است، اما کشور بی‌نام و نشان بودن تنها دلیل فقر آن کشور است. اصلا از نامش هم پیداست. اینم شد اسم؟

خوب توی کتاب امروز وقتی معنی اسم را در کتاب خواندم فکر کردم چه اسمی زیباتر از بورکینافاسو” سرزمین مردم درستکار”. حالا اینکه چقدر مردم در عین فقر می‌توانند درستکار باشند بماند.

کتاب ” دختری که مزرعه را نجات داد” به نظرم بیشتر از اینکه سرگذشت دختر کوچولوی بورکینافاسو‌یی باشد ، یا قصه پسرکی که دوچرخه‌اش را هدیه داد و تنها خواسته‌اش این بود که کسی که دوچرخه را می‌گیرد، آن را بسیار دوست داشته باشد، یا حتی صاحبان بعدی دوچرخه، “قصه رستگاری یک دوچرخه است”. دوچرخه‌ای که پول خریدش ذره‌ذره با عشق جمع شده و بعد از دوسال خریده می‌شود حتما عزیز است تا اینکه پسرک بزرگ می‌شود و ماجراهای بعدی که این دوچرخه از وسیله تفریح و گردش تبدیل می‌شود به نان‌آور خانواده و محافظ مزرعه و بعد هم تبدیل به آمبولانس می‌شود. بله دوچرخه می‌تواند اینقدر کاربردی باشد.

درکشورهای فقیر که مردم روستاها نه امکان خرید اتومبیل و سوخت دارند و نه جاده مناسبی هست، دوچرخه تنها گزینه برای رفت و آمد و حمل و نقل است.

کتابهای “ادامه” بخش کودک کتابهای نشر اطراف است. این کتاب از مجموعه “بچه‌های اطراف جهان” است که همه خواندنی هستند برای همه سنین نه فقط بچه‌ها.

متن کتاب بقدری برایم جذاب بود که چیزی درباره تصاویر متفاوت از زندگی روستایی در آفریقا ، خانه‌ها، مزارع، دوچرخه‌ها با بارهای سنگین و چند متری رویش، زنان سبد به سر ننوشتم.

پیشنهاد می‌کنم برای انتخاب کتاب خوب کودک بجز نویسنده و مترجم حتما نشر‌هایی که به طور تخصصی کتاب کودک منتشر می‌کنند را بررسی کنید.

بنفشه حکیمی

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *