عینک جدیدم را قبل از عید گرفتم. از گذاشتن و درآوردن عینک خسته شده بودم. وقتی عینک داشتم خواندن نوشته روی مواد غذایی فروشگاه سخت بود. پیرچشمی به نزدیکبینیام اضافه شده بود.
حالا یا باید دوتا عینک میگرفتم یکی برای دور یکی برای نزدیک که لازمهاش بندی به گردن و آویزان کردن یکی بود. اما راه دیگر گرفتن عینک دوکانونی و به قول آقای سلیمانی بینایی سنج بهترینش عینک با عدسی تدریجی بود.
کاوه موافق عدسی تدریجی نبود و میگفت دیدن با آن نیاز به مهارتی دارد که سخت به دست میآید.
اما من به توصیه آقای سلیمانی عدسی تدریجی گرفتم. از اینکه چشمم از پشت عدسی دوکانونی چطور دیده میشود حساس بودم. یک خط واضح بالا و پایینش را جدا میکرد. تصویر چشم در محل تلاقی دو عدسی چطور دیده میشد؟ یک عدسی محدب و یکی مقعر؟
حاضر نبودم تصویر مخدوش از چشمم دیده شود، چون به نظرم بخش مهمی از ارتباط آدمها را آنچه در چشم دیده میشود میسازد.
بماند که هنوز هم روش کار با عدسی تدریجی آزارم میدهد. یک نوشته را باید بقدری بالا و پایین و دور و نزدیک کنی تا وضوح پیدا کند انگار هرلحظه رادی لنز دوربینی را روی تصویری زوم میکنی.
بدتر از همه اینکه نمیتوانی با عینک تدریجی درازکش فیلم ببینی خصوصا یکوری. هنوزم برای اینطور فیلم دیدن از عینک قدیمیام استفاده میکنم که فقط برای نزدیک بینیام بود.
راستی مدتهاست عینک قدیمی را ندیدم. توی جنگ که وسایل ضروری را جمع کردم گمش کردم یا در جابجایی وسایل خانه که هنوز هم مرتب نشده است. امیدوارم بعد از چیدمان جدید خانه پیدا میشود و فعلا از فکر جستجو بیرون میآیم.
جالب اینکه با خواندن کتاب زندگینامه “بنجامین فرانکلین” که به صورت کمیک بود و فصل بندی جالبی هم براساس دورههای مختلف شغلی بود فهمیدم اختراع عینک دوکانونی کار آقای فرانکلین بوده است. شاید در میان زندگینامههایی که خواندم عجیبترین شخصیت را از نظر شغلی داشته و در حوزههای بسیار متفاوت از پست و چاپخانه گرفته تا اختراع و سیاست و نوشتن کار کرده است. در توضیحی از گوگل به همهچیزدان توصیف شده بود.
باید بیشتر از این کمیک استریپهای مخترعان و کاشفان بخوانم(نشر عصر اندیشه). به نظرم با توجه به متن ساده و کامل و البته تصاویر برای بچهها هم جذاب باشد.
در میان اختراعات آقای فرانکلین ساز موسیقی شیشهای به نام آرمونیکا هست.
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
آخرین دیدگاهها